سلام دوستای گلم

روز 24 مهر مصادف با عید قربان بود.ما هم سفر به شیراز رو توی برنامه

چند روز تعطیلی قرار دادیم.روز 23 مهر آقای همسر ساعت 10 از

مدرسه اومد و رفت دنبال عسل  جونم که از مدرسه بیارش.خلاصه تا

وسایل رو آماده کنیم ساعت 1 از خونه به مقصد شیراز حرکت

کردیم.شب حدود ساعت 10 به آباده رسیدیم و اونجا اسکان کردیم.صبح

ساعت 10 به سمت شیراز حرکت کردیم فکر کنم 150 کیلومتر مونده به

شیراز شهر تاریخی پاسارگاد قرار داشت توقف دو ساعته ای اونجا

داشتیم جای زیبایی به نظر میرسد مهمترین قسمتش هم آرامگاه

کوروش کبیر بود

آرامگاه کوروش کبیر

دو تا خواهر مهربون

این هم غزلی نازدونه که عاشق ژست گرفتن و عکس انداختنهقلب

بعد از دیدن پاسارگاد چون خیلی گرسنه بودیم به رستوران گردشگری

پاسارگاد که ابتدای جاده پاسارگاد قرار داشت رفتیم ناهار رو خوردیم و

روانه نقش رستم که فاصله کمی با پاسارگاد داشت شدیم به بزرگی

پاسارگاد نبود ولی دیدنش هم خالی از لطف نبود.


معروف به آتشکده

اینجا هم که عسلی کلی اصرار کرد که شتر سواری کنه و پدر مهربان

هم که ازبلندی قد شتر و اتفاقات ناگوار می ترسید اجازه نمیداد ولی

بالاخره راضی شد.5000تومان هم کرایش بود.زباندو تاییشون خیلی کیف

کردند.

بعد از نقش رستم نوبت نقش رجب و تخت جمشید بود که من هم برای

همه کفش برداشته بودم واسه خودم یادم رفته بود و با دمپایی هم

پاهام به شدت درد گرفته بود.از طرفی همسر مهربان اصرار داشت که

تخت جمشید رو ببینه و من هم با دمپایی دیگه نمیتونستم خلاصه

همسر مهربان راه حلی به نظرش رسید که خیلی برای خودش جالب

بود اون هم اینکه من کفشای شماره 42 ایشون رو با پای شماره39

بپوشم که بی کفش نباشم.نیشخندهوا هم کم کم رو به تاریکی میرفت.به

زور و بلا خودمون رو به تخت جمشید رسوندیم  خوشبختانه ساعت 6

بود و دیگه بلیط هم نمیفروختند. به سمت شیراز حرکت کردیم و قرار

شد که موقع برگشتن ازتخت جمشید دیدن کنیم.

ساعت 7:30به شیراز رسیدیم متاسفانه خانه معلم جای خالی نداشت

و باید از سایت رزرو میکردیم که اینکار رو نکرده بودیم.به یه مهمانپذیر

رفتیم وسایل رو گذاشتیم و برای خرید کفش رفتیم بازار شیراز .کل

کفشای بازار رو خریدیم و به خونه برگشتیمنیشخند

صبح اولین کارمون خرید صبحانه و سرو آن در پارکی نزدیک باغ ارم

بود.بعد از اون هم برای دیدن باغ ارم رفتیم بر خلاف اینکه فکر میکردم

قدمت تاریخی باغ ارم زیاد باشه اینطور نبود یه ساختمان که فکر کنم

عکسش رو حتما دیده باشید اونجا بود که مربوط به زمان قاجار بود ولی

از نظر گیاه شناسی خیلی غنی بود


شدت آفتاب زیاد بود و چشم دخملا رو اذیت میکرد

بعد هم آرامگاه سعدی

پدر و دو دختر که در حد مورچه دیده میشن

بعد هم حافظیه که متاسفانه عکس خوبی نداشتم که بذارم

بعد هم ناهار بعد هم بازار وکیل و زیارت شاهچراغ

بعد هم خونه و لالا

صبح روز جمعه به سمت تخت جمشید راه افتادیم.حدود ساعت 11

رسیدیم .جای با عظمتی به نظر میرسید بلیط تهیه کردیم و وارد ویرانه

های تخت جمشید شدیم.انصافا ویرانه ها هم با شکوه بود.از دیدن تخت

جمشید بینهایت لذت بردیم.

دخمل چشم سیاه من با کیف سنتی که از بازار وکیل خریدیم

دروازه ملل و دو دختر قرمز پوش

در مجموع شیراز شهر بسیار زیبایی بود

خوشا شیرازو وصف بی مثالش      خداوندا نگهدار از زوالش

بعد از دیدن تخت جمشید به سمت اصفهان رفتیم و شب رو تو خانه

معلم اصفهان سپری کردیم.صبح به طرف شهر زواره حرکت کردیم تا به

دیدن دختر دایی آقای پدر که به تازگی ازدواج کرده بریم ساعت 2

رسیدیم زواره دستشون درد نکنه ناهار خوشمزه و خوبی برامون تدارک

دیده بودن. ازشون سپاسگزاریم ایشالا خوشبخت بشن.

شب  هم حدود ساعت 9 به خونه رسیدیم.