یه اتفاق بد که به خیر گذشت

سلام دوستای نازنینم

امشب یه مسئله ای تو خونه ی ما پیش اومد که به هیچ کس جز شما دوستای خوبم نمیتونستم بگم.مامان ,بابا و غزل تو پذیرایی داشتن تلویزیون نگاه میکردن عسل هم تو اتاق خواب داشت به تکالیفش رسیدگی میکرد.یهو صدای اتصالی شدید برق اومد و تلویزیون خاموش شد.من فقط وحشت زده عسلم رو صدا میکردم

 

با وحشت خیلی زیاد دویدم تو اتاق خواب, دیدم عسلم نشسته رو زمین و از پریز دود بلند میشه.انقد ترسیده بود که نمیتونست بگه چی شده باباییش دید یه تیکه سیم لخت افتاده رو زمین. بعد از پرس و جو از عسل فهمید که عسل بانو دو سر سیم رو کرده تو پریز تا بعدش یه اسباب بازی بهش آویزون کنه و برق گرفته بودش و به سمت عقب پرتش کرده بود.بزرگترین شانسش این بود که برق قطع شده بود..خدا خیلی به دخترم رحم کرد گهگاهی احساس میکنم دیگه حریف اینهمه کنجکاویاش نیستم, ولی باز هم عشق به دادم میرسه .الان که دارم این مطلب رو مینویسم اشک امانم نمیده.خدایا به همه ی پدر مادرا یه کوه صبر عطا کن تا بتونن این فرشته ها رو را سالم و سلامت بزرگ کنن و به قول نگین جون مامان رادین آقا شاهد بالندگیشون باشن.آمین

/ 6 نظر / 16 بازدید
مامان الینا

وای خیلی خیلی وحشتناک بود مامانی حتما ازاین بست های پریز بگیرید الیناهم مدام دور برق بود ولی الان دیگه کاری ازش برنمیاد خدارو شکر که اتفاقی پیش نیومد

نگین مامان رادین

ای جونم فدای دلت بشم چی کشیدی مامان گل.ادم حاظره همه چیرو به جون بخره ولی هیچ خطری بچه اش رو تهدید نکنه.خدارو شکر که به خیر گذشته.

نگین مامان رادین

__000000___00000 _0000000000000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 __000000___00000 _0000000000000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 __000000___00000 _0000000000000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000

sin sin

ey vayeeeeeeeeeeee maaaaaaaan[تعجب][تعجب] baba vasash tozih bedin ye seri kara khatarnake betarsoonidesh samte in chiza nare door az joonesh vali etefagh ye bar miofte...... man avalin bare be webet sar zadam az in postet shoke shodam aslan[نگران]

مرضی

وای خدا چقدر رحم کرده به عسل جووون [گل]